3:19 صبح
مشکل زناشویی داریم می?گوید باید بصیرت داشته باشی
بدست عبدالله در دسته مشکل زناشویی داریم می?گوید باید بصیرت داشته باشی
سایت الف
«برخی آخوندهای ما به سال دوم که میرسند میخواهند بروند نماینده مجلس بشوند، مهمترین وظیفه آخوند این است که توی مسجد باشد و مسجد او یک پایگاه محلی باشد... شما امروز آخوند پیدا کنید که بتواند زن و شوهر را آشتی بدهد، تا میروی میگوید شما باید بصیرت داشته باشی... درد مردم را حل نمیکنند...»
به گزارش خبرآنلاین، یکی از پرفروش ترین رمان های سال 91 بدون شک «قیدار» است؛ آخرین رمان رضا امیرخانی که در فاصله نمایشگاه کتاب تهران تا 20 خرداد به چاپ چهارم رسیده است. این نویسنده صاحب سبک و خوش ذوق در گفتگوی مفصلی ضمن شرح برخی زوایای رمان تازه خود، درباره سبک زندگی دین دارانه و اشکالات عمده ای که در حوزه مدیریت و ارشاد فکری در کشور وجود دارد، سخن گفته است. خبرآنلاین گزیده ای از این گفتگوی خواندنی و ویژه او با «همشهری جوان» را برای کاربران خود منتشر کرده است:
- اسلام هیچ وقت من را از قسمتی از زندگیام محروم نکرده. هیچ لذتی در عالم نیست که اسلام ما را از آن محروم کرده باشد.
- تکلیف ما [با موسیقی] معلوم نیست؛ اما تکلیف اسلام با موسیقی معلوم است! صدا و سیما تکلیفش معلوم نیست.
- از علمای اطرافم پرسیدم عدهای از آنها بودند که حتی تکخوانی زن را حرام نمیدانستند. در نتیجه من برای پیدا کردن جواب مشکلی نداشتم. ضمن اینکه خودم هم میفهمم و موسیقی غنایی را گوش نمیدهم. ولی در این موضوعات میتوانستم با عالم هم صحبت کنم و گاهی راه بهتری را به من نشان میداد. لذت موسیقی را به هزار طریق میتوانم جایگزین کنم. قسمت حلالش آن قدر وسعت دارد که من گرفتار قسمت حرامش نمیشوم. خیلی که هوس شرط بندی پیدا کنم بلند میشوم میروم «گنبد کاووس» در کورس اسب دوانی سه پره و پنج پره شرطبندی میکنم!
- راستش را بخواهید وجهه همت و ورود من به نوشتن این بود که دینداری در فضای امروز را شرح بدهم؛ یعنی فقط این هدف را دوست داشتم. والا چیزی در نوشتن نیست که آدم را خیلی تهییج کند. اصلاً شما کاری را هم بلدید، مگر چقدر جان دارید که برای آن وقت بگذارید؟ گاهی آدم ذوقی دارد که وقتی را برای آن میگذارد، اما وقتی همه وقتت را، همه عمرت برای کاری میگذاری، باید هدف بزرگتری از عمرت داشته باشی. ورود من به ادبیات برای این بود که بتوانم بگویم دینداری در دنیای معاصر ممکن است. این جماعتهایی که میگویید، دارند کاری میکنند که ما عملاً به این نتیجه برسیم که دینداری در دنیای معاصر غیرممکن است. من حتماً با اینها تعارض دارم.
- البته من اندازه کتابهایم میتوانم حرف بزنم و از دور و بر خودم شروع میکنم؛ از عشیره الاقربین خودم. نمیتوانم بگویم من برای کشور تصمیم میگیرم. کسی هم که میخواهد برای کشور تصمیم بگیرد، چارهای ندارد، غیر از این که پله پله همسین مسیر را طی کند.
- در هر کدام از کتابهایم حواسم هست چیزی را که درد امروز است، نشان بدهم. فارغ از اینکه این کتاب مال 50 یا 100 سال پیش باشد، دغدغه من، دغدغه امروز است. مثلاً سر «قیدار» دقیقاً دغدغه امروز را دارم. اصلاً دغدغهام دغدغه دهه 50 نیست.
- عمیقترین دغدغههای ما دینی و اخلاقی و در شاخه معنویت است. قیدار در دههای نوشته میشود (دهه 80) که جوانمردی خاموش شده و از دین جدا شده. یعنی ما احساس میکنیم میتوانیم متدین غیرجوانمرد داشته باشیم. پس حتماً دغدغه روز است.
- ایراد ما این است که انقلاب اسلامی را در تعارض سنت و مدرنیته خلاصه کردهایم. من اصلاً به این پارادایم معتقد نیستم. این پارادایم به درد غرب ستیزی و تخریب میخورد، برای ساخت تمدن، هیچ ایدهای نمیدهد. من چند سال از عمرم را گذاشتم تا ببینم اگر من وارد پارادایم سنت و مدرنیته شوم، شخصیتهایم چگونه شکل میگیرد. کار و آزمایشگاه من رمان است. شاید یک متفکر، آزمایشگاه دیگری داشته باشد و یک فیلمساز، آزمایشگاه متفاوت دیگری. من یکبار پارادایم سنت و مدرنیته را باز کردم و بستم؛ یعنی در یک آزمایشگاه سنت و مدرنیته، یکی از شخصیتهایم را نه گذاشتمش توی آمریکا، نه در ایران، نه اصلاً در فضای دیگری. جغرافیایش برایم اهمیتی نداشت گذاشتمش در سنت و مدرنیته. مثل سوسک له شد! بنابراین امروز به جرأت میتوانم بگویم با نوشتن کتاب «بیوتن» متوجه شدم که دنیایی که بر اساس جدال سنت و مدرنیته شکل میگیرد، قتلگاه انقلاب اسلامی است.
- طالبها(طالبان) گفتند که همه مدرنیته حرام است جز سلاح و حکومت، این دو تا را ما اخذ میکنیم، پیشرفتهاش را هم. ما هم همین کار را میکنیم و فقط قسمتهایی از مدرنیته را اخد میکنیم. اتفاقاً ما به این نگاه نزدیکیم. این نگاه حتماً محکوم میشود. اصلاً در «بیوتن» من با دو پاره ذهن شروع کردم؛ نیمه سنتی، نیمه مدرن. فصل آخر دیدم این حرف دروغ است. یعنی من نویسنده پس از چند سال زندگی در آزمایشها دیدم با این به هیچ جا نمیرسم. پس فقط یکی از این پارادایمها سنت و مدرنیته است. چرا باید همه چیز را با این متر بسنجیم؟ خیلی از مسائل ما اصلاً در دل تعارض و جدال سنت و مدرنیته شکل نمیگیرد.
- راه خروج ما بازگشت به اصالت است. من اسمش را میگذارم بازگشت به هویت. حتماً پارادایم دیگری وجود دارد که میگوید اولاً مسیر رسیدن به افق – که من اسمش را میگذارم یک تمدن اسلامی جدید- باید مشخص شود. امروز بزرگترین مشکل ما این است که درباره این افق صحبت میکنیم ولی کسی درباره مسیرش نمیگوید. اینکه اسم مسیر پیشرفت،توسعه، مدرنیته اسلامی...
- سعی میکنم در هر دورهای آن چیزی که کمبود جامعه هست را پیدا کنم و به نسبت آن رمانم را شکل بدهم. مثلاً وقتی «ارمیا» را شروع کردم به نوشتن خیلی بچه بودم. در معرض بچههایی بودم که از جنگ برمیگشتند. تقریباً مطمئن بودم که این بچههای آرمان خواه در جامعهای که با شیب تندی به سمت سازندگی و تغییرات میرود، نمیتوانند زندگی کنند. سعی کردم این موضوع دغدغه را نمایش بدهم. در «مناو» در حقیقت زاییده یک جور حرکت روبنایی به سمت مدرن شدن هست. مثلاً نشان میداد که کشف حجاب نمیتواند به ما کمک کند. این رمان در دههای نوشته میشود که به نظرم داریم طریقت را در دین حذف میکنیم و به یک شریعت خشک میرسیم.
- امروز باید با افتخار بگوییم بعضی از کتابهای دینی زمان شاه بهتر از کتابهای دینی امروز است. دلیلش شاه نیست! دلیلش این است که آن را آقای باهنر نوشته اما کتاب دینی امروز را نمیدانیم کدام یکی از نورچشمیهای کدام آقا زحمت کشیده. خیلی روشن است که آن داشت به جاهای خوبی میرسید و یکسری از مدارس دینی امروزی، آن زمان شکل گرفت.
- [روحانیت دنبال ترویج سبک زندگی دینی بود] در جریان سؤالهای مردم بودند و مسائل شان انتزاعی نبود. مسائل شان را از کتاب در نمیآوردند و به کتاب نمیدادند، از مردم میگرفتند و به مردم میادند این را در کودکی شاهد بودم که کسی خدمت شهید بهشتی رسید و از ایشان سوالی کرد. شهید بهشتی یک هفته وقت خواست و بعد جواب داد. الان کمتر عالم درجه یک را میتوانی ببینی. در صورتی که در همان زمان آقای بهشتی آدم بزرگی بود ولی میتوانستی ایشان را ببینی و با او گپ بزنی. مطمئنم این سؤال نه فقط برای سائل که برای خود آقای بهشتی نیز رشد داشت. برای اینکه میرفت روی آن فکر میکرد. بعد هم آمد گفت «من هیچ متنی پیدا نکردم که این اجازه را به شما بدهد. ولی اجتهادی به نظرم حرف شما درست است.»
- الان آخوندهای محلی خوب کم شدهاند. برخی آخوندهای ما به سال دوم که میرسند میخواهند بروند نماینده مجلس بشوند. مهمترین وظیفه آخوند این است که توی مسجد باشد و مسجد او یک پایگاه محلی باشد. از یکی از آخوندهای قدیمی پرسیدم شما چه کاری بلدیدکه این قدر محبوب هستید؟ گفت «بسم الله الرحمن الرحیم 1- تعبیر خواب 2- حل دعاوی میان زن و شوهر 3- استخاره خوب» گفت اینها سه تا نکته اولی است که مردم با آن ارتباط دارند. ما الان از این آخوندها اصلاً نداریم. شما امروز آخوند پیدا کنید که بتواند زن و شوهر را آشتی بدهد. تا میروی میگوید شما باید بصیرت داشته باشی... درد مردم را حل نمیکنند.
- آخوندهایی که بیایند در خانوادههای ما کم هستند. آخوندی که برای دعوای زن و شوهری به خانههای مردم برود، وجود ندارد. چون گرفتاریهای دیگری پیدا کردهاند. فکر میکنم در حوزهها به تربیت روحانی برای خدمت به مردم بیاعتناییم.
- زمانی که من رفتم آمریکا هنوز اینترنت نبود اما بسیاری از کلیساها هر هفت روز هفته تلفن 24 سعته داشتند که به یک کشیشهای متخصص موضوعات داشتند. از احتضار بگیرید تا مسائل فرزندان. آنهایی که ما میگوییم دین در جامعهشان از بین رفته آخوندهایشان حواسشان هست که با مردم ارتباط بگیرند. تقریباً همه کلیساهای بزرگ قسمتی برای بچهها دارند، یک مهد کودک کلیسایی. روزهایی که کلیساها برنامه دارند، برای بچهها برنامه جدا میگذارند اما فکر کنید که بچههای ما در شبهای قدر چه میشوند؟ اصلاً برای آنها فکری نکردهایم.
- من یکبار وارد کلیسایی شدم روز سلام و صلح بود. کشیش سخنرانی غرایی کرد که مردم به گریه افتادند. وقتی صحبتهای جذابش تمام شد، با آن ردا و هیبت بچهها را دانه دانه صدا کرد. اسمهایشان را یکی یکی بلد بود. آدمی با این وجهه، کاموایی از جیبش درآورد. بعد شروع کرد بین ردیف دویدن. بچهها را به اسم صدا میکرد و میگفت بروید این ته نخ گلوله کاموا را بگیرید. همه میدویدند و میخندیدند. طوری که فضای مجلس عوض شد. همین جوری که کشیش و بچهها راه میرفتند، بکهو ادامهاش را برد بالای سن. کاموا هنوز دست بچهها بود. بعد گفت «بچهها کلیسا و مسیح عین این طناب ما را به همدیگر وصل میکند. همه خانوادههای شما امروز به طناب کلیسا وصل هستند.» این تصویر تا صد سالگی در ذهن بچهها میماند...»
برای اشتراک نشریات همشهری و خرید رمانهای امیرخانی بویژه آخرین رمان او «قیدار» (تنفس در هوای جوانمردی و لوطی گری) کافیست با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند.
9:24 عصر
تردد آزادانه مجری من و تو در تهران!/شجریان در کنارعضو سازمان منا
بدست عبدالله در دسته تردد آزادانه مجری من و تو در تهران!/شجریان در کنارعضو سازمان منا
به گزارش ندای انقلاب تصاویر حضور نامبرده در کنار برخی اعضای کانون نویسندگان در صفحه فیس بوکش منتشر شده است.در تصاویر مورد نظر افرادی نظیر سیمین بهبهانی،جواد مجابی و برخی دیگر از اعضای کانون منحله نویسندگان دیده می شوند.

صبا خویی دختر اسماعیل خویی شاعر ضدانقلاب و عضو شناخته شده گروهک منافقین و عضو کانون منحله نویسندگان است که هم اکنون در لندن به سر می برد.
دختر نامبرده که مجری گری شبکه غیراخلاقی من و تو را بعهده دارد در حالی به راحتی در ایران تردد می کند که این شبکه مشخصا با هدف تخریب باورهای دینی و اعتقادی مردم ایران و تخریب نظام جمهوری اسلامی راه اندازی شده و هم اکنون به فعالیت خود ادامه می دهد.
به جاست نهادهای مربوطه دقت بیشتری در این گونه امور داشته باشند.
6:41 عصر
تولد در کعبه فضیلت نیست
بدست عبدالله در دسته تولد در کعبه فضیلت نیست
کارشناس شبکه وهابی وصال حق، با بی اهمیت خواندن تولد حضرت امبرالمومنین(علیه السلام) در داخل خانه کعبه مدعی شد که این امر فضیلتی برای حضرت امبرالمومنین(علیه السلام) ندارد.
شبکه های وهابی در ایام 13 رجب که مصادف با میلاد مبارک مولی متقیان امبرالمومنین(علیه السلام) است کمر همت بر تخریب شخصیت آن حضرت بستند.
در همین راستا کارشناس شبکه وهابی وصال حق، در اظهاراتی که نشان دهنده کینه عمیق وهابیت نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) است گفت: «تولد حضرت امبرالمومنین(علیه السلام) در داخل کعبه در منابع اهل سنت هم وجود دارد ولی این امر عقلا مورد قبول نیست چون کعبه مورد احترام قریش بوده پس چگونه ممکن است که وقتی به امر خداوند دیوار کعبه باز شده است تا مادر آن حضرت داخل کعبه شوند مشرکین مانع آن نشده باشند و ایشان داخل کعبه شده باشد.»!!
وی که راهی برای تخریب امبرالمومنین(علیه السلام) نیافته بود در ادامه افزود: «اگر هم چنین باشد تولد در کعبه که فضیلت نیست.»!!
این کارشناس وهابی در ادامه با بی توجهی به فضائل حضرت امبرالمومنین(علیه السلام) و گویی اینکه ایشان هیچ فضیلتی ندارند اظهار داشت: «اینکه کسی در کجا به دنیا آمد و در کجا فوت کرد فضیلت نیست فضیلت در داشتن تقوای الهی است.»
سخنان این وهابی در حالی بیان می شود که تقوای امبرالمومنین(علیه السلام) نه تنها زبانزد شیعه است بلکه اهل سنت نیز در منابع خود از تقوای امبرالمومنین(علیه السلام) سخن ها نوشته اند.
ابن عباس میگوید پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «لو انّ الفیاض اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ بن ابی طالبٍ؛ اگر انبوه درختان و باغ ها، قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسانها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب نخواهند بود»(1)
ودر جایی دیگر فرمود: «من کتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقی لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالاستماع و من نظر الی کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالنّظر، اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت (حضرت علی) را بنویسد، تا هنگامی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار میکنند و اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانی را که از راه گوش انجام داده است میبخشد، و اگر کسی به نوشتهای درباره فضائل امبرالمومنین(علیه السلام) نگاه کند، خداوند تمام گناهانی که از راه چشم کرده است میپوشاند و از آن در میگذرد.» (2)
بیهقی یکی از دانشمندان نامی اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «من احبّ ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوحٍ(علیه السلام) فی تقواه و ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلینظر الی علی بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛ هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداری نوح را مشاهده نماید و بردباری ابراهیم نظاره کند و به عبادت موسی(علیه السلام) پی ببرد باید به علی بن ابی طالب(علیه السلام) نظر بیندازد.» (3)
مناقب، روایت فوق را به این صورت نقل نموده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی مهمه و الی یحیی بن زکریّا فی زهده، و الی موسی بن عمران فی بطشه، فلینظر الی علی بن ابی طالب علیهالسلام؛ هر کس میخواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیی را و قاطعیّت موسی بن عمران را بنگرد، به علی بن ابی طالب نظر کند.» (4)
عایشه میگوید: «هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابوبکر رفتم و او را احضار کردم. وقتی ابوبکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظری به سوی او افکند سپس از او روی گردانید و (برای مرتبه دوم) فرمود: ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه، عمر را احضار کرد پیغمبر همان گونه که از ابیبکر روی گردانید از عمر نیز روی گرداند. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیغمبر علی بن ابی طالب(علیه السلام) را میخواند، سوگند به پروردگار جز علی را نمیخواهد. پس رفتند سراغ علی (ع)، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود.»(5)
عبداللّه بن مسعود میگوید، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «قُسّمت الحکمة علی عشرة اجزاءٍ فاعطی علیّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛ حکمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به علی نه قسمت آن و به (مابقی مردم) یک دهم داده شده است.» (6)
عایشه درباره امبرالمومنین(علیه السلام) میگوید: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛ او داناترین مردم نسبت به سنّت (پیامبر اکرم(ص) میباشد.» (7)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بعد از تزویج فاطمه به امبرالمومنین(علیه السلام) به دختر خود فرمود: «زوّجتک خیر اهلی، اعلمهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم سلماً؛ تو را به تزویج بهترین بستگانم و اهلم درآوردم، که از نظر دانش داناترین، و از نظر حلم و بردباری برترین، و از نظر اسلام اوّلین میباشد.(8)
با این نمونه ها و صدها امثال آن درباره محبّت امبرالمومنین(علیه السلام) باز کسی نمیتواند دشمن علی باشد جز کسانی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آنها را این گونه معرّفی نمود: «فانّه لایبغضک من العرب الّادعی ولامن الانصار الّا یهودی و لا من سایر النّاس الّا شقی؛(ای علی!) براستی تو را دشمن نمیدارد از عرب مگر کسی که زنازاده باشد و نه از انصار مگر کسی که یهودی باشد، ونه از سایر مردم مگر کسی که شقی باشد.»
1- المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، ص 32، / ابن شاذان، مأة منقبه، ص 177، حدیث 99،لسان المیزان، عسقلانی، ج 5، ص 62، میزان الاعتدال، ذهبی، ص 467.
2- المناقب، ص 32، حدیث 2 / فرائد السمطین، ج 1، ص 19 / ینابیع المودة، قندوزی باب 56، / مناقب السبعون، حدیث 70.
3- دارالثقافه، ص 416، مجلس 14/ ارشادالقلوب، دیلمی، ج 2، ص 363.
4- المناقب، ص 83، حدیث 70، و ص 311، حدیث 309.
5- خصال صدوق،ج 2، ص 651.
6- المناقب، ص 82، روایت 68 /حلیة الاولیاء، ابی نعیم، ج 1، ص 64.
7- کنزالعمّال، ج 11، ص 605، حدیث 32926.
8- المناقب، ص 319، حدیث 322.
http://alef.ir/vdcg7y9qwak9nw4.rpra.html?159383
درباره

عبدالله
اگر آمریکائیها ترور هم بکنند ما در مقابل آنها دست به اسلحه نمی بریم چون شلیک به جسد مرده بی فایده است


آرشیو یادداشتها
یادداشتهای آرشیو نشده
-
مختومه کردن پروندهها توسط رییس قوه قضاییه دروغ بزرگیست
زمانی گفته می شد هر روز تاخیر در اجرای توافق 170 میلیون دلار برا
اظهارنظر در مورد هولوکاست همچنان قربانی میگیرد/ به خاطر یک پست م
روحانی: بعد از برجام هر روز یک گشایش داریم!
خانم بازیگر، شاید شما متهم باشید!/ جای خالی یک مسئول شجاع در هما
[عناوین آرشیوشده]
پیوندها
-
کانون فرهنگی شهدا
upturn یعنی تغییر مطلوب
فرزانگان امیدوار
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
جاده های مه آلود
بلوچستان
هم نفس
عشق الهی
سفیر دوستی
خاطرات دکتر بالتازار
.: شهر عشق :.
رویای شبانه
بوی سیب
روستای چشام
ســــــــــــــ ا مـــــ ع ســـــــــــــ و م
نور اهلبیت (ع)
انسان جاری
برادران شهید هاشمی
نسیم یاران
جزتو
مردود
گروه اینترنتی جرقه داتکو
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
محسن نصیری(هامون)
اجتماعی
راه کمال
رویابین
xXx عکسدونی xXx
محمد امیدواری ابرقویی
عدالت جویان نسل بیدار
*ایستگــ\ــ/ــــــ\ــــ/ــــــــاه انـــــ\ــ/ــــ\ـــ/ــــرژی*
مذهبی-سیاسی-فرهنگی
عشق پنهان
جامع ترین وبلاگ خبری
*مظلومیت اهل البیت(علیهم السلام)*
به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید
دوست خوب
حرف های نگفته.........شایدم گفته
عکس های باغبادران
دوستانه
شهدا شرمنده ایم
جوک و خنده
خورشید خاموش
fazestan
عسل....
داستانا سرا
همه چیز اینجاست