رنجنامه یک عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد
یک روز پس از کنارهگیری عبدالله جعفرعلی جاسبی از ریاست 30 ساله بر دانشگاه آزاد، انتقادات دانشگاهیان این دانشگاه با صدور رنجنامهها و شکایاتی آغاز شد.
به گزارش فارس، یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد رنجنامهای از مشکلات خود در طی خدمتش در دانشگاه آزاد را منتشر کرد که متن کامل این رنجنامه به شرح ذیل است:
بسمهتعالی
رنجنامه یک عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
در ابتدا پس از عرض سلام و ادب قبل از معرفی خود واجب میدانم که انتصاب به جا و شایسته آقای دکتر فرهاد دانشجو را به ایشان صمیمانه تبریک عرض نمایم و از این تغییر و تحول بایسته نیز که توسط عزیزان شورای عالی انقلاب اسلامی صورت پذیرفت نیز تقدیر و تشکر نمایم.
اینجانب دکتر علیرضا یوسفی از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی میباشم که دوره دکترای عمومی و تخصصی دامپزشکی خود را در این نهاد فرهنگی که زاییده تفکرات دوراندیشانه رهبر کبیر و بنیانگذار انقلاب امام راحل(ره) بود به اتمام رسانیدم. به همین لحاظ همواره تلاش داشتم که به این مجموعه ادای دین نمایم. از پانزده سالی که در این دانشگاه سابقه فعالیت دارم، مدت 11 سال آن را در چندین واحد دانشگاهی از جمله واحدهای آباده، داراب، کازرون و بندرعباس به عنوان رئیس واحد و نیز به عنوان معاون پژوهشی در واحدهای مرودشت و فیروزآباد مشغول به فعالیت بودم و همواره به عنوان یک بسیجی ملتزم به قانون اساسی جمهوری اسلامی و یک اصولگرای پیرو خط امام راحل، ولایت و رهبری در جهت توسعه و تعالی این مؤسسه علمی و فرهنگی قدم بردارم و در این راستا هیچ مضایقهای ننمودم.
متأسفانه در این سیستم بسته یکی از مشکلاتی که همواره وجود داشت قدرنشناسی از تلاشهای افراد و تبعیضهایی بود که قائل میشدند، هر کسی که بیشتر و بهتر باج میداد و یا تعظیم و تکریم بیشتر مینمود متأسفانه از قرب و منزلت بیشتری برخوردار میبود.
باندهایی که در سیستم ایجاد شده بودند و به صورت بسته و مخفیانه در سازمان مرکزی دانشگاه عمل مینمودند مانع از اجرای عدالت و یا رسیدن حقایق به سمع و نظر آقایان مسئول میشدند و یا حتی بعضی از آقایان مسئول دیگر برای خودشان بتی شده بودند و اعوذ با... ادعای خدایی نیز میداشتند.
حال لازم نیست که از بقیه انواع فسادهای دیگری که در مجموعه وجود میداشت سخنی به میان آورم که خداوند متعال خود به آن آگاه است. شاید بزرگترین زخمی که بنده از این سیستم خوردم مربوط به سال 1389 بود که بنده در سمت ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مشغول به فعالیت بودم و در طی این مدت پس از اتفاقات ناشایستی که در انتخابات سال 1388 در آنجا رخ داده بود و سردمدار آن تشکلهای سیاسی اسلامی اساتید و دانشجویان بودند(کلیه این تشکلها در تمامی واحدها زیر نظر دفتر مرکزی در تهران فعالیت مینمایند) که اینها در واحد بندرعباس توسط افرادی که همگی از طیف اصلاحطلب بودند هدایت و رهبری میگردیدند و اینان باعث شده بودند که این دانشگاه از سوی اکثر نهادها و ارگانهای استان هرمزگان مطرود شود، لذا به جهت رفع ابهامها و سوءتفاهمهای ایجاد شده اقدام به تقویت دفتر نهاد رهبری در دانشگاه، تقویت و رشد فعالیتهای دفاتر بسیج دانشجویی و بسیج اساتید واحد، برقراری ارتباط بسیار نزدیک با ارگانهای مؤثر در استان و غیره نمودم به طوری که از آن جمله میتوان به حضور چشمگیر کارکنان و اساتید دانشگاه در راهپیمایی روز قدس، برگزاری یادواره شهدای دانشجو در 16 آذر 1389، تهیه یک طومار با قریب 2 هزار امضا در روز عید سعید غدیرخم به منظور تجدید بیعت با رهبر معظم انقلاب و ارسال آن به دفتر معظمله در تهران، اعزام تعداد کثیری دانشجویان بسیجی به اردوی بسیج سازندگی در روستاهای دورافتاده و محروم استان، اعزام کاروان راهیاننور به مناطق جنگی، تجدید بیعت و شرکت فعال در راهپیمایی روز بصیرت در نهم دیماه 1389 و نیز پرجلوهترین حرکت دعوت از سردار نقدی فرمانده کل بسیج سپاه پاسداران در ابتدای دهه فجر به عنوان مهمان ویژه و سخنران اصلی در جلسه اندیشورزی اساتید بسیجی استان هرمزگان به میزبانی واحد بندرعباس که جلسههای بسیار باشکوه بود.
متأسفانه بعضی افراد مغرض از جمله مسئولین تشکلهای ذکر شده فوق و نیز رئیس یکی از واحدهای مطرح استان هرمزگان اشاره نمود که ایشان با ریاست کل دانشگاه آزاد اسلامی رابطه بسیار صمیمیانه و نزدیکی داشتند که دقیقاً در واپسین شبهای پایان سال 89 خدمت ریاست کل دانشگاه در تهران رسیدند و به دروغ به ایشان عرض نمودند که دکتر یوسفی تعمداً این جلسه را در واحد بندرعباس و با دعوت از جناب سردار نقدی به منظور اهانت به ریاست محترم هیئت امنای دانشگاه و تضعیف مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی برگزار نموده است، در صورتی که در این جلسه چنین بحثی مطرح نشده بود و بیشتر مباحث حول و حوش جنگ نرم و فرقه مذهبی کاذب و نوظهور و مبارزه با آنها بود.
در حقیقت این افراد مغرض که ظاهراً دین و ایمان خود را به پستها و ظواهر دنیوی فروختهاند باعث شدند که ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی این بنده بسیجی، اصولگرای ولایی و خدوم به نظام انقلاب را مورد لطف و عنایت خود قرار داده و بدون هیچ محکمه، قاضی عادل و نیز عدم هیچ دلیل و مدرک قانعکنندهای حکم ریاست بنده را درست شب عید لغو فرمایند و باعث ایجاد شبهات فکری در اذهان بسیاری از دوستان و خانواده گردیدند و حتی این افراد مغرض و معاند هرجا که رفتند از این که یک بسیجی دلباخته ولایت را آنگونه سرکوب کردهاند که دیگر هیچگاه در این سیستم کمترین پست مدیریتی نخواهد داشت خوشحالی و خرسندی خودشان را نشان دادند.
آیا این حق بود که پس از سالها تلاش و دلسوزی خالصانه برای ارتقای علمی این نهاد مقدس فرهنگی این چنین سرنوشت ناعادلانهای برای من رقم بخورد؟ به حق پس از این اتفاق، بسیاری از دوستان اهل تقوی و تدین که همگی از اصولگرایان پیرو ولایت و رهبری بودند از این رفتار به دور از تعقل انگشت حیرت به دهان گرفتند و فقط با دادن امیدواری به من تنها واگذاری مقصران را به درگاه خداوند متعال به بنده یادآور میشدند و اینگونه نیز شد و آنچه که بود از نظر حق تعالی پنهان نماند و داد بنده و سایر ستمدیدگاه به ثمر نشست.
باری به هر جهت در انتها لازم میدانم به عنوان یک زجر کشیده هیئت علمی و بسیجی خادم ضمن تبریک مجدد به استحضار جناب آقای دکتر فرهاد دانشجو ریاست جدید و شایسته این دانشگاه برسانم کمافیالسابق و حتی با توان و قوای بیشتر حاضرم تا در محضر ایشان در جهت پیروی از منویات و فرامین مقام معظم رهبری و تعالی روز افزون این نهاد مقدس علمی فرهنگی از هیچ تلاشی مضایقه نکرده و از به کارگیری تجربیات اندوخته و هر چند اندک خود جهت یاری رساندن به این استاد فرهیخته و بسیجی کوتاهی ننمایم.
ومنا...التوفیق
دکتر علیرضا یوسفی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی