متن کامل گفتوگوی جنجالی ابوالقاسم طالبی با مسیح علینژاد روزنامهنگار اپوزیسیون خارج از کشور درباره «قلادههای طلا»
معترضان روز 25 خرداد در فیلم من مورد تکریم قرار گرفتهاند/ آقای نوریزاد الان رفیق خانوادگی من است/ فقط ما هستیم که داریم اعتقادی کار میکنیم و بقیه پولیاند
معترضان روز 25 خرداد در فیلم من مورد تکریم قرار گرفتهاند/ آقای نوریزاد الان رفیق خانوادگی من است/ فقط ما هستیم که داریم اعتقادی کار میکنیم و بقیه پولیاند
سینمای ما- انتشار گفتوگوی ابوالقاسم طالبی با یکی از روزنامهنگازان اپوزیسیون مقیم خارج از کشور در ابتدای سال خبرساز شد. سایت جام نیوز متن کامل این گفتوگو را این مقدمه منتشر کرد. مقدمه جام نیوز و متن کامل گفتوگو را به نقل از قدس آنلاین میخوانید:
مسیح علی نژاد، روزنامه نگار ضد انقلاب خارج نشین، چندی پیش به بهانه اکران فیلم قلاده های طلا، مصاحبه ای را با ابوالقاسم طالبی، کارگردان این فیلم انجام داد؛ مصاحبه ای که پیش از انتشار آن سروصدای بسیاری به راه انداخت. متن کامل این گفتگو را می توانید در زیر بخوانید:
علی نژاد: من مسیح علی نژاد هستم و از بیرون ایران با شما تماس میگیرم.
طالبی: آهان شما را میشناسم، حال شما خوبه؟
علینژاد: شما خوب هستید؟
ابوالقاسم طالبی: سپاسگزارم خانم علینژاد. خوش میگذره خارج؟
علینژاد: به شما بهتر خوش میگذره.
طالبی: خوب شما میماندید ایران، اینجا با هم بیشتر خوش میگذراندیم.
علینژاد: الان شما امکان و شرایط ساختن یک فیلم را دارید، اما من حتی امکان این که یک نقد کوتاه به فیلم شما داشته باشم، ندارم آقای ابوطالبی!
طالبی: شما عوضش در اینجا هر طور دلت میخواد نقد کن. من ابوالقاسم طالبی هستم. اسمم ابوطالبی نیست! متولد 1340 هستم و دو تا سریال ساختم، فیلمهایم هم «ویرانگر»، «آقای رئیس جمهور»، «نغمه» و «جنگ کودکانه» است.
علینژاد: و «قلادههای طلا» هم الان در ایران جنجال زیادی به پا کرده است.
طالبی: جنجال که حالا نه. مردم فیلم را میبینند و راجع به آن صحبت میکنند. دو تا سریال هم ساختم «بازگشت پرستو» و «به کجا چنین شتابان»، همه فیلمهای من در همین رابطهها بود و هیچ وقت خارج از اندیشههای من نبوده است.
علینژاد: آیا فشار برای اینکه «قلادههای طلا» توقیف شود واقعیت دارد و آیا امکان دارد مثل فیلم «خصوصی» این فیلم را هم پایین بکشند؟
طالبی: واقعیت امر این بود که وقتی ما شروع کردیم گفتند که فعلا این فیلم نباید اکران شود و به من پروانه نمایش ندادند. من تا روز آخری هم کپیهای فیلمم آماده نبود، هنوز در برخی شهرها کپی ندادیم. در کرمان کپی ندارم چون نتوانستیم کپی بزنیم. ما تا روز آخر مشکل پروانه نمایش داشتیم ولی قرار این نیست که بعد از این که پروانه نمایش داده شد اتفاق خاصی بیفتد. قرار نبوده که اتفاق خاصی بیفتد مگر این مصاحبه حضرتعالی باعث شود که ترتیب ما را بدهند.
علینژاد: الان سوال من این است که شما که در فیلم خودتان تمام اعتراضات پس از انتخابات را یک دسیسهچینی دستگاههای جاسوسی خارج ایران برای براندازی حکومت نشان دادید، آیا ساخت این فیلم به درخواست خود رهبری جمهوری اسلامی بود و آن طوری که هم شما گفتید لبیک به رهبری بود؟
طالبی: من کجا این را گفتم؟
علینژاد: این طوری در واقع از شما منتشر شده، الان شما هر چه بگویید خب پاسخ هست.
طالبی: من همچین چیزی نگفتم ولی مصاحبه هم نمیکنم خانم علینژاد با مطبوعات و شبکههای خارج از کشور.
علینژاد: خب یعنی شما الان فکر میکنید...
طالبی: چون شما را میشناسم و یادم هست که به هر حال نویسنده خوبی بودید، به احترام شما صحبت کردم.
علینژاد: من الان هم همان نویسندهام و تغییری هم نکردم. تنها تغییرش این است که بعد از انتخابات ماهایی که داخل ایران بودیم را وصل کردن به دستگاههای جاسوسی خارج از کشور. مثل همین کاری که شما در فیلمتان کردید، در غیر این صورت من که هیچ تغییری نکردم، شما چرا گفتوگو نمیکنید؟
طالبی: من که نگفتم با شما. من الان به احترام شما دارم صحبت میکنم. گفتم با شبکههای خارجی مصاحبه نمیکنم؟
علینژاد: حالا شما قبول دارید سینمای ایران یک سینمای مستقل نیست و فقط به آقای طالبی اجازه داده میشود که جنبش سبز را یک دسیسه خارجی بداند ولی به آقای جعفر پناهی این اجازه داده نمیشود.
طالبی: آقای کمال تبریزی و حاتمیکیا هم قبل از من در این باره {وقایع سال 88} فیلم ساختند.
علینژاد: نه. الان جواب سؤال من را ندادید. آقای پناهی دستگیر شده؟
طالبی: شما به من میگویید که فقط به شما اجازه میدهند، من میگویم که آقای حاتمیکیا و آقای تبریزی قبل از من راجع به قضایای 88 فیلم ساختند.
مسیح علینژاد: خب دیگر پس جواب سؤال من را ندادید. از آقای احمدینژاد هم وقتی یک سوال پرسیده میشود مثلا میگوییم در ایران در کهریزک چرا این قدر کشته داده میشود، میگوید تو آمریکا هم هست، تو ابوغریب هم هست، من مشخصا این سؤال را پرسیدم که آقای پناهی به خاطر ساختن یک فیلم از کشته شدگان...
طالبی: در کهریزک چند نفر کشته شد؟
علینژاد: در کهریزک سه نفر را خود جمهوری اسلامی اعلام کرده که محسن روحالامینی، امیر جوادی و محمد کامرانی هستند اما رامین آقازاده قهرمانی و محمد نجاتی کارگر را هنوز اعلام نکردند. تا حالا با مادرهای اینها صحبت کردید آقای طالبی؟
طالبی: با مادرهای آنها صحبت نکردم ولی با خانوادههایشان چرا صحبت کردم.
علینژاد: من عرض کردم تا حالا با مادر این کشتهشدهها صحبت کردید؟
طالبی: من باخانوادههایشان صحبت کردم ولی با مادرانشان نه.
علینژاد: با خانواده کدامشان در این فیلمتان صحبت کردید، کدام یک از آنها را توانستید نمایندگی کنید؟
طالبی: من در رابطه با کهریزک فیلم نساختم. فیلم من تا قبل از اتفاقات کهریزک هست.
علینژاد: شما الان یک فیلمی ساختید که در آن از جنبش سبز هم یاد شده است. با کدام یک از این آدمهایی در راهپیمایی شرکت کردند گفتوگو کردید، به جز آنچه که خودتان گفتید و کتابهایی که توسط وزارت اطلاعات منتشر شده است.
طالبی: نه فقط راجع به وزارت اطلاعات نبود. من ندیدم وزارت اطلاعات کتابهایی در این باره منتشر کند.
علینژاد: الان اطلاعات شما در مورد این فیلم از کجاست؟
طالبی: خانم علینژاد این طوری نیست که شما میگید.
علینژاد: نه. من فیلم شما را ... نه نه. من مطالعه کردم. یک لحظه اجازه بدهید، شما گفتید در واقع در این فیلم سناریواش این طوری است که رئیس جمهور سابق قرار است ترور شود و اتاق فکر تمام اتفاقاتی که افتاده آمریکا و انگلیس هستند. من در واقع سؤالم این است که آیا این فیلم یک فیلم برگرفته از واقعیت است یا نه؟ شما هر جوابی بدهید ارزشمند است.
طالبی: ببینید مسئله این است که فاصله شما با اتفاقات 88 از طریق فیسبوک و اخباری بود که میشنیدید. در ایران که حضور نداشتید؟
علینژاد: آقای طالبی من با خانواده بیش از 50 حالا 52 و 53 نفر از کشتهشدگان مصاحبه کردم.
طالبی آمار ارائه شده توسط علینژاد را نادرست میداند، اما علینژاد میگوید من صدای آنها را من ضبط کردهام.
طالبی: آقای موسوی در ختم ترانه موسوی شرکت کرد ولی بعدا معلوم شد این دختر زنده است.
علینژاد: آقای موسوی توی اون ختمی که شرکت کردند، برنامهریزی شده بود که آقای موسوی برود و بعد خانواده را جلوی تلویزیون بیاورند. احمدی نجاتی کارگر هم همینطور بود آقای طالبی که صدا و سیما جمهوی اسلامی رفته از قبر قدیمی برادر احمد فیلم گرفته است. تلویزیون با یک نفری به اسم احمدی کارگر مصاحبه میکند و میگوید ایشان اصلا کشته نشده ولی ما با مادرش که حرف میزنیم گریه میکند و میگوید پسر من بعد از کهریزک کشته شده، قبری که تلویزیون نشان داده برای هفت سال پیش بود.
طالبی: اینهایی که شما میگویید همهاش مال چیزهایی است که شما با تلفن از بعضیها پرسیدید که اطلاعات کامل و واثقی نیست، اطلاعات کامل و واثق را باید تشریف بیاورید اینجا، راه بیفتید تو خانهها، بروید با آدمها حرف بزنید، بعد بلند شوید بروید ببینید اون قبری که نشان میدهند واقعا هست یا نه واقعیت نداره. خودتان بروید بهشت زهرا. من همه این کارها را کردم، البته من در رابطه با کهریزک.
علینژاد: آقای طالبی شما در فیلمتان از کهریزک هیچ چیزی نیست، در حالی که یکی از اساسیترین اتفاقاتی که حتی آقای خامنهای هم به آن اشاره کردند، کهریزک بوده ولی در فیلم شما هیج اشارهای به کهریزک نشده است؟
طالبی: آن چیزی که آقا گفتند و جلویش را گرفتند، یک فیلم سینمایی کامل هست که من در برنامه هفت هم گفتم که به نظر میرسد خود کهریزک یک فیلم سینمای کامل است و باید راجع به آن فیلم ساخته شود. همین طور برای سعیده پورآقایی، عاطفه امام و ترانه موسوی. همه اینها یک فیلم سینمایی است که باید راجع به آن کار شود و این که شما انتظار دارید...
علی نژاد: چرا شما سراغ مادر سهراب اعرابی نمیروید؟
طالبی: من عرضم به شما این است که شما اینجا نیستید، الان هم که میخواهید با من صحبت کنید من نمیخواهم اهانتی به شما بکنم.
علینژاد: نه نه من واقعا صادقانه از شما سوال میکنم، چرا سراغ مادر سهراب اعرابی و ندا آقاسلطان نمیروید؟
طالبی: ببینید قصه ندا آقاسلطان یک قصه کاملا مبهمی است برای من. من تمام مطالب و اطلاعاتی را که داشتم خواندم و دیدم برای من معما است و هنوز هم حل نشده است. بنابراین من راجع به معماها کار نمیکنم.
طالبی: عرض من به شما این است که فیلم من حدود 100 دقیقه است، من در 100 دقیقه که نمیتوانم هشت ماه قصهای را که در تحولات اتفاق افتاده، بیاورم. شما این انتظار را از من دارید که همه آن را در یک فیلم سینمایی بیاورم و نشان دهم... من اگر گفتم قصهام واقعیت است، قصد ترور آقای خاتمی یک چیزی هست که اینجا پروندهاش هست، آدمهایش هست، همه چیزش هست، هواپیمایش هم هست...
علینژاد: نه، آقای طالبی من این را قبول دارم. سوال من فقط این بود که شما راجع به اتفاقی فیلم ساختید که در این اتفاق تعداد چشمگیری کشته شدند ولی در فیلم شما اشارهای به آنها شده و خانوادههای آنها به این فیلم نگاه میکنند.
ابوالقاسم: در فیلم من دیده میشود که آدمها کشته میشوند. شما یک پیش قضاوتی دارید که این حکومت اسلامی به من گفته برو این فیلم را بساز و فرموده برو وزارت اطلاعات و فلان و بهمان. اینها واقعا واقعیت ندارد.
علینژاد: نه نه من از شما سوال دارم آقای طالبی. هر چی شما بگویید ارزشمند است. سوال من این است که الان هنرپیشههایی که در این فیلم استفاده شده یا هنرپیشههایی که در فیلمهای مشابه استفاده میشدند هنرپیشههای ثابتی هستند. خب این در واقع یک سوال در افکار عمومی به وجود میآورد که آیا همه این هنرپیشهها که به شکل ثابت برای فیلم شما، اخراجیها و فیلمهای مشابه استفاده میشوند مثل «پایاننامه» آیا از مرکز خاصی به شما اعلام میشود که که باید چنین فیلمی ساخته شود یا نه؟
طالبی: این سوال متوهمانه است. ببینید اولا در کشور که ما یک میلیارد بازیگر نداریم. دو تا از بازیگران ما از «اخراجیها» هستند، دیگر من شباهتی ندیدم.
علی نژاد: آیا این فیلم را شما برای خوشایند رهبر جمهوری اسلامی ساختید یا برای افکار عمومی و یا برای تاریخ؟
طالبی: برای من افکار عمومی، مردم و رهبری اینجا جدا نیستند، همه یکی هستند. در روز 22 بهمن، رهبری، مردم و ما یکی هستیم. روز 9 دی ما همه یکی هستیم، انتخاباتها همه ما یکی هستیم، اینجا دوگانگی نداریم، آن دوگانگی که در ذهن شما هست، نیست. حضرت امام (ره) میگفت بروید جبهه، ما نمیگفتیم امام گفته ما برویم ولی بعداً بچههای خودش نروند، مردم با امام فرق نمیکنند، این فرق را شما میگذارید. ولی من برای این که تاریخ تحریف نشود و فردا یک مشت حرفهای اضافه گفته نشود، تحقیق جامع و کامل کردم و آن چه در فیلم هست نه آن چه که نیست، مثلا کهریزک نیست، خانم ترانه موسوی نیست، عاطفه امام نیست، نماز جمعه آقای هاشمی نیست، روز عاشورا 88 نیست، روز تاسوعا 88 نیست. خب راجع به اینها سوال میکنید از من که چرا نیست! بابا من یک فیلم نود دقیقهای ساختم، همه هشت ماه را که نمیتوانم بسازم.
علینژاد: آقای طالبی من چرا راجع به سعید پورآقایی و ترانه موسوی سوال نمیکنم و یا راجع به کیسهای دیگر که هنوز از قطعیت آنها اطلاع ندارم. من راجع به مادر سهراب اعرابی سوال میکنم که حضور دارد، من راجع به مادر احمد نجاتی کارگر سوال میکنم، راجع به همسر احمد زیدآبادی سوال میکنم، راجع به همسر مسعود باستانی، راجع به همسر بهمن احمدی امویی روزنامهنگار که شما میشناسید.
طالبی: اصلا شما لیست کنید بگویید، من راجع به اینها حرف میزنم. بزنید اشکال ندارد. من میگویم فیلم من راجع به اینها نبوده است.
علینژاد: شما گفتید راجع به چیزهایی که نیست سوال کنید؟
طالبی: آقای زیدآبادی آن موقعی که تو سایپا یا ایران خودرو مسئول روابط عمومی بود و حقوق میلیونی آن موقع جمهوری اسلامی خوب بود، بعد تصمیم گرفتند جمهوری اسلامی را ساقط کنند...
علینژاد: آقای زیدآبادی الان زندان است، به خاطر اندیشهشان و واقعا امکان دسترسی این بحثهایی که شما مطرح میکنید را ندارد تا پاسخ بدهد. من اطلاعی ندارم. این فیلم را شما برای خوشامد مردم ساختید، برای تاریخ ساختید یا برای لبیک گفتن به آقای خامنهای؟ این یک سئوال است.
طالبی: مردم و آقا، برای من و در تعریف من هیچ تفاوتی ندارند.
علینژاد: آیا من در تعریف شما مردم تلقی میشوم به عنوان مخاطب یا نه؟
طالبی: کسی که به مردمش پشت کرده باشد و رفته باشد در دم و دستگاه دشمن، جزء مردم ما بوده ولی نمیدانم چرا - حیف - مردمش را رها کرده، رفته بلندگوی آنها شده، با همه استعدادهایش؟!
علینژاد: چرا اینطور فکر میکنید. من اگر الان امکان و شرایط کار داخل ایران داشتم، ایران میماندم. همکارهای ما هم الان زندان هستند، آقای طالبی!
طالبی: نه اینجوری نیست. من نمیگویم توی زندان نیستند. من نمیگویم هیچ کسی را دستگیر نکردهاند. ولی این شکلی هم که شما طرح میکنید -داغ و درفش و زندان و حبس و آه و وای و اگر نباشی میگیرن - این جوری نیست.
علینژاد: یعنی الان شما فکر میکنید که همه چیز آنجا خوب است و در واقع همه روزنامهنگاران آزادی نقد را دارند؟
طالبی: ببین محض نیست. اصلا قرار ما نبوده که آزادی محض بدهیم. آزادی محض که آزادی نیست.
علینژاد: من عرض کردم آزادی «نقد».
طالبی: آهان «نقد» فرمودید. من فکر کردم آزادی محض. نقد با تخریب فرق دارد. نقد با اینکه شما بخواهید نظام را ساقط کنید، فرق دارد. هیچ حکومتی اجازه نمیدهد که ساقطش کنید. شما وقتی بخواهید فضای عمومی را با گفتارتان، با نوشتارتان، با دروغ طوری مشوش کنید که جامعه به اینجا برسد که بگوید خب - دچار بحران شود - خب معلوم است که اجازه نمیدهند ولی اگر شما بیایید فضای نقد را... همین فیلم من نقد است دیگر، سر تا پایش نقد است؛ از نیروی انتظامی نقد کردهایم، از وزارت اطلاعات نقد کردهایم. خب من هم بله! وقتی من نقد کردم وزارت اطلاعات بلافاصله نگفت بفرمایید آقا! خیلی هم خوب است! اینجوری نبود. خیلی فراز و فرودها داشت تا من توانستم کار کنم، ولی خب کار کردم چون برای مردم، برای انقلاب اسلامی از بچگی زحمت کشیدم، جنگ رفتم، الان هم پای این چیزهایی که گفتهام ایستادهام و دارم جلو میروم.
طالبی در خصوص فروش فیلم گفت: استقبال مردمی خیلی خوب بوده، یعنی الان تقریبا فروش اول سینماست.
علینژاد: بله. شما الان دارید میگویید استقبال مردمی خیلی خوب بوده از این فیلم، اگر آقای جعفر پناهی هم در واقع مجوز فیلم داشت بهتر نبود خود مردم قضاوت کنند؟
طالبی: من راجع به همکارانم نباید صحبت کنم. شما نباید مرا در موضعی بگذارید که من در مقابل جعفر پناهی باشم.
علینژاد: به خاطر اینکه آقای پناهی محکومیت 20 ساله گرفته است. مگر میشود که من خبرنگار وقتی که...
ابوالقاسم طالبی: ممکن است انسانها بروند جرمی کنند و در دادگاه محکوم شوند، وکیل هم داشته باشند و محکوم شوند. ما که نباید همه کسانی که دارند کار میکنند بگذاریم مقابل... ما اینجا حدود 1000 تا کارگردان داریم. شما هزار کارگردان را بگذارید جلوی آقای جعفر پناهی و بگویید که این هزار نفر جلوی یک نفر؛ یا همهتان باید بمیرید یا آقای جعفر پناهی! آقای جعفر پناهی یکسری جرایمی داشته، رفته آنجا، دادگاه رفته، تجدید نظر شده، دوباره رفته، دوباره آمده... الان هم که همه جا هست ایشان! همه جشنها میآید، شرکت میکند، میآید آنجا مینشیند، خارج از کشور رفته، یک فیلمش را هم فرستاد خارج! اصلا اینجوری نیست. چرا این فکر را میکنی؟ فیلم ندیده را چرا قضاوت میکنی دخترم؟! آقای نوریزاد الان رفیق من است، رفیق خانوادگی من است. شما راجع به نوریزاد صحبت میکنید. آقای نوریزاد در نظر شما، الان یک آزادیخواه است. درست است؟ اولا آقای نوریزاد نقد نکرده، فحش داده، حالا اشکال ندارد. الان هم زندان نیست، آزاد است. من یک عرضی به شما دارم. عرض من این است که شما میگویید کل مخالفین آقا الان زندان هستند؟ اگر زندان هستند، یعنی واقعا آقا آنقدر کم مخالف دارد؟ یعنی این 51 تا 60 تا یا 100 یا 200 تایی که شما میگویید توی کشور 75 میلیونی مخالف دارد؟ آقای نوریزاد که هفتهای یک نامه دارد... اصلا فستیوال نامه راه انداخته، ما اینجا داریم میخوانیم دیگر، شما خارج هستید فکر کنم به دستتان نمیرسد.
علی نژاد: آیا آقای نوریزاد همانند شما اجازه ساخت فیلم دارد که در سینما اکران شود؟
طالبی: آقای نوریزاد داشت فیلم میساخت. ایشان دو فیلم به کمک بنده ساخت، آقای نوریزاد در راستای اندیشههای خود از دوران جوانی تاکنون، زحمت کشید و فیلم ساخت. کل مخارج فیلم را نیز سازمان تبلیغات پرداخت کرد. پول فیلم دوم او را نیز مؤسسه شهید آوینی داد و یک قران هم برنگشت. فیلم چهل سرباز 2 و نیم میلیارد شد که یک قران آن هم برنگشت. آقای نوریزاد در انتخابات 88 ناگهان یک اتفاقی افتاد که ایشان به تمام گذشته خویش پشت پا زد و به خود و گذشتهاش لعنت میفرستد، این اتفاق برای هر انسانی امکان دارد رخ دهد و حالا شما از آن دارید استفاده میکنید.
علی نژاد: آیا ممکن است فردا آقای طالبی هم به کارهایی که امروز انجام میدهد لعنت بفرستد و پشیمان شود؟
طالبی: خانم علینژاد ممکن است هر انسانی فریب شیطان را بخورد و تحت تأثیر شیطان قرار گیرد، همه ما در هر لحظه میتوانیم بنده شیطان و یا بنده خدا باشیم.
علینژاد: همین رویکرد و همین نگاه در فیلم وجود دارد، شما هر معترضی را یا اراذل و اوباش دانستهاید و یا عوامل بیگانه و یا فریب خورده. شما بگویید در فیلم شما آیا شخص معترض، جایگاه مثبتی هم دارد به عنوان یک معترض در داخل کشور که بر اساس قانون اساسی اصل 27 بتواند اجازه اعتراض در خیابان را نیز داشته باشد یا نه؟
طالبی: خانم علینژاد، فیلم من اصلا اینگونهای که شما فکر میکنید نیست، معترضین روز 25 خرداد مورد تکریم هم قرار گرفتهاند، از زبان یک بسیجی، آنها مردمی هستند که برای جمهوریشان زحمت کشیدهاند.
علینژاد: نه اینگونه نیست بلکه آنها مردمی هستند که الان به جمهوری اسلامی معترض بودند و به خیابانها آمدهاند؟
طالبی: همان مردم را میگوید، در جواب یک بسیجی دیگر میگوید که مردم برای جمهوریشان زحمت کشیدند، برای اینکه من به مملکت خویش پشت نمیکنم، اینجا مال من است.
علینژاد: شما اینجوری تشخیص دادهاید!
طالبی: من در اینجا متولد شدهام و تا آخر ایستادگی میکنم و تا زمانی که زنده هستم خودم و فرزندانم، میز انگلیسیها را اگر بخواهند چیزی روی آن قرار دهند میشکنم، ما این هستیم، ما همیشه ایستادهایم، ما بچههای امام(ره) هستیم. نشناختند ما را! حال آنکه برخی از افراد ریزش کنند، از آن طرف هم 100 نفر به این طرف آمدهاند، ریزش و رویش در همه جا وجود دارد، دلخوش کنید به آقای نوریزاد، ابراهیم نبوی، البته معلوم نیست اینها آن طرف آمده باشند، شاید بعدها بفهمیم که اشتباه کردهایم (!). فقط ما هستیم که داریم اعتقادی کار میکنیم، بقیه پولیاند یا این طرف میگیرند یا آن طرف...
مسیح علی نژاد، روزنامه نگار ضد انقلاب خارج نشین، چندی پیش به بهانه اکران فیلم قلاده های طلا، مصاحبه ای را با ابوالقاسم طالبی، کارگردان این فیلم انجام داد؛ مصاحبه ای که پیش از انتشار آن سروصدای بسیاری به راه انداخت. متن کامل این گفتگو را می توانید در زیر بخوانید:
علی نژاد: من مسیح علی نژاد هستم و از بیرون ایران با شما تماس میگیرم.
طالبی: آهان شما را میشناسم، حال شما خوبه؟
علینژاد: شما خوب هستید؟
ابوالقاسم طالبی: سپاسگزارم خانم علینژاد. خوش میگذره خارج؟
علینژاد: به شما بهتر خوش میگذره.
طالبی: خوب شما میماندید ایران، اینجا با هم بیشتر خوش میگذراندیم.
علینژاد: الان شما امکان و شرایط ساختن یک فیلم را دارید، اما من حتی امکان این که یک نقد کوتاه به فیلم شما داشته باشم، ندارم آقای ابوطالبی!
طالبی: شما عوضش در اینجا هر طور دلت میخواد نقد کن. من ابوالقاسم طالبی هستم. اسمم ابوطالبی نیست! متولد 1340 هستم و دو تا سریال ساختم، فیلمهایم هم «ویرانگر»، «آقای رئیس جمهور»، «نغمه» و «جنگ کودکانه» است.
علینژاد: و «قلادههای طلا» هم الان در ایران جنجال زیادی به پا کرده است.
طالبی: جنجال که حالا نه. مردم فیلم را میبینند و راجع به آن صحبت میکنند. دو تا سریال هم ساختم «بازگشت پرستو» و «به کجا چنین شتابان»، همه فیلمهای من در همین رابطهها بود و هیچ وقت خارج از اندیشههای من نبوده است.
علینژاد: آیا فشار برای اینکه «قلادههای طلا» توقیف شود واقعیت دارد و آیا امکان دارد مثل فیلم «خصوصی» این فیلم را هم پایین بکشند؟
طالبی: واقعیت امر این بود که وقتی ما شروع کردیم گفتند که فعلا این فیلم نباید اکران شود و به من پروانه نمایش ندادند. من تا روز آخری هم کپیهای فیلمم آماده نبود، هنوز در برخی شهرها کپی ندادیم. در کرمان کپی ندارم چون نتوانستیم کپی بزنیم. ما تا روز آخر مشکل پروانه نمایش داشتیم ولی قرار این نیست که بعد از این که پروانه نمایش داده شد اتفاق خاصی بیفتد. قرار نبوده که اتفاق خاصی بیفتد مگر این مصاحبه حضرتعالی باعث شود که ترتیب ما را بدهند.
علینژاد: الان سوال من این است که شما که در فیلم خودتان تمام اعتراضات پس از انتخابات را یک دسیسهچینی دستگاههای جاسوسی خارج ایران برای براندازی حکومت نشان دادید، آیا ساخت این فیلم به درخواست خود رهبری جمهوری اسلامی بود و آن طوری که هم شما گفتید لبیک به رهبری بود؟
طالبی: من کجا این را گفتم؟
علینژاد: این طوری در واقع از شما منتشر شده، الان شما هر چه بگویید خب پاسخ هست.
طالبی: من همچین چیزی نگفتم ولی مصاحبه هم نمیکنم خانم علینژاد با مطبوعات و شبکههای خارج از کشور.
علینژاد: خب یعنی شما الان فکر میکنید...
طالبی: چون شما را میشناسم و یادم هست که به هر حال نویسنده خوبی بودید، به احترام شما صحبت کردم.
علینژاد: من الان هم همان نویسندهام و تغییری هم نکردم. تنها تغییرش این است که بعد از انتخابات ماهایی که داخل ایران بودیم را وصل کردن به دستگاههای جاسوسی خارج از کشور. مثل همین کاری که شما در فیلمتان کردید، در غیر این صورت من که هیچ تغییری نکردم، شما چرا گفتوگو نمیکنید؟
طالبی: من که نگفتم با شما. من الان به احترام شما دارم صحبت میکنم. گفتم با شبکههای خارجی مصاحبه نمیکنم؟
علینژاد: حالا شما قبول دارید سینمای ایران یک سینمای مستقل نیست و فقط به آقای طالبی اجازه داده میشود که جنبش سبز را یک دسیسه خارجی بداند ولی به آقای جعفر پناهی این اجازه داده نمیشود.
طالبی: آقای کمال تبریزی و حاتمیکیا هم قبل از من در این باره {وقایع سال 88} فیلم ساختند.
علینژاد: نه. الان جواب سؤال من را ندادید. آقای پناهی دستگیر شده؟
طالبی: شما به من میگویید که فقط به شما اجازه میدهند، من میگویم که آقای حاتمیکیا و آقای تبریزی قبل از من راجع به قضایای 88 فیلم ساختند.
مسیح علینژاد: خب دیگر پس جواب سؤال من را ندادید. از آقای احمدینژاد هم وقتی یک سوال پرسیده میشود مثلا میگوییم در ایران در کهریزک چرا این قدر کشته داده میشود، میگوید تو آمریکا هم هست، تو ابوغریب هم هست، من مشخصا این سؤال را پرسیدم که آقای پناهی به خاطر ساختن یک فیلم از کشته شدگان...
طالبی: در کهریزک چند نفر کشته شد؟
علینژاد: در کهریزک سه نفر را خود جمهوری اسلامی اعلام کرده که محسن روحالامینی، امیر جوادی و محمد کامرانی هستند اما رامین آقازاده قهرمانی و محمد نجاتی کارگر را هنوز اعلام نکردند. تا حالا با مادرهای اینها صحبت کردید آقای طالبی؟
طالبی: با مادرهای آنها صحبت نکردم ولی با خانوادههایشان چرا صحبت کردم.
علینژاد: من عرض کردم تا حالا با مادر این کشتهشدهها صحبت کردید؟
طالبی: من باخانوادههایشان صحبت کردم ولی با مادرانشان نه.
علینژاد: با خانواده کدامشان در این فیلمتان صحبت کردید، کدام یک از آنها را توانستید نمایندگی کنید؟
طالبی: من در رابطه با کهریزک فیلم نساختم. فیلم من تا قبل از اتفاقات کهریزک هست.
علینژاد: شما الان یک فیلمی ساختید که در آن از جنبش سبز هم یاد شده است. با کدام یک از این آدمهایی در راهپیمایی شرکت کردند گفتوگو کردید، به جز آنچه که خودتان گفتید و کتابهایی که توسط وزارت اطلاعات منتشر شده است.
طالبی: نه فقط راجع به وزارت اطلاعات نبود. من ندیدم وزارت اطلاعات کتابهایی در این باره منتشر کند.
علینژاد: الان اطلاعات شما در مورد این فیلم از کجاست؟
طالبی: خانم علینژاد این طوری نیست که شما میگید.
علینژاد: نه. من فیلم شما را ... نه نه. من مطالعه کردم. یک لحظه اجازه بدهید، شما گفتید در واقع در این فیلم سناریواش این طوری است که رئیس جمهور سابق قرار است ترور شود و اتاق فکر تمام اتفاقاتی که افتاده آمریکا و انگلیس هستند. من در واقع سؤالم این است که آیا این فیلم یک فیلم برگرفته از واقعیت است یا نه؟ شما هر جوابی بدهید ارزشمند است.
طالبی: ببینید مسئله این است که فاصله شما با اتفاقات 88 از طریق فیسبوک و اخباری بود که میشنیدید. در ایران که حضور نداشتید؟
علینژاد: آقای طالبی من با خانواده بیش از 50 حالا 52 و 53 نفر از کشتهشدگان مصاحبه کردم.
طالبی آمار ارائه شده توسط علینژاد را نادرست میداند، اما علینژاد میگوید من صدای آنها را من ضبط کردهام.
طالبی: آقای موسوی در ختم ترانه موسوی شرکت کرد ولی بعدا معلوم شد این دختر زنده است.
علینژاد: آقای موسوی توی اون ختمی که شرکت کردند، برنامهریزی شده بود که آقای موسوی برود و بعد خانواده را جلوی تلویزیون بیاورند. احمدی نجاتی کارگر هم همینطور بود آقای طالبی که صدا و سیما جمهوی اسلامی رفته از قبر قدیمی برادر احمد فیلم گرفته است. تلویزیون با یک نفری به اسم احمدی کارگر مصاحبه میکند و میگوید ایشان اصلا کشته نشده ولی ما با مادرش که حرف میزنیم گریه میکند و میگوید پسر من بعد از کهریزک کشته شده، قبری که تلویزیون نشان داده برای هفت سال پیش بود.
طالبی: اینهایی که شما میگویید همهاش مال چیزهایی است که شما با تلفن از بعضیها پرسیدید که اطلاعات کامل و واثقی نیست، اطلاعات کامل و واثق را باید تشریف بیاورید اینجا، راه بیفتید تو خانهها، بروید با آدمها حرف بزنید، بعد بلند شوید بروید ببینید اون قبری که نشان میدهند واقعا هست یا نه واقعیت نداره. خودتان بروید بهشت زهرا. من همه این کارها را کردم، البته من در رابطه با کهریزک.
علینژاد: آقای طالبی شما در فیلمتان از کهریزک هیچ چیزی نیست، در حالی که یکی از اساسیترین اتفاقاتی که حتی آقای خامنهای هم به آن اشاره کردند، کهریزک بوده ولی در فیلم شما هیج اشارهای به کهریزک نشده است؟
طالبی: آن چیزی که آقا گفتند و جلویش را گرفتند، یک فیلم سینمایی کامل هست که من در برنامه هفت هم گفتم که به نظر میرسد خود کهریزک یک فیلم سینمای کامل است و باید راجع به آن فیلم ساخته شود. همین طور برای سعیده پورآقایی، عاطفه امام و ترانه موسوی. همه اینها یک فیلم سینمایی است که باید راجع به آن کار شود و این که شما انتظار دارید...
علی نژاد: چرا شما سراغ مادر سهراب اعرابی نمیروید؟
طالبی: من عرضم به شما این است که شما اینجا نیستید، الان هم که میخواهید با من صحبت کنید من نمیخواهم اهانتی به شما بکنم.
علینژاد: نه نه من واقعا صادقانه از شما سوال میکنم، چرا سراغ مادر سهراب اعرابی و ندا آقاسلطان نمیروید؟
طالبی: ببینید قصه ندا آقاسلطان یک قصه کاملا مبهمی است برای من. من تمام مطالب و اطلاعاتی را که داشتم خواندم و دیدم برای من معما است و هنوز هم حل نشده است. بنابراین من راجع به معماها کار نمیکنم.
طالبی: عرض من به شما این است که فیلم من حدود 100 دقیقه است، من در 100 دقیقه که نمیتوانم هشت ماه قصهای را که در تحولات اتفاق افتاده، بیاورم. شما این انتظار را از من دارید که همه آن را در یک فیلم سینمایی بیاورم و نشان دهم... من اگر گفتم قصهام واقعیت است، قصد ترور آقای خاتمی یک چیزی هست که اینجا پروندهاش هست، آدمهایش هست، همه چیزش هست، هواپیمایش هم هست...
علینژاد: نه، آقای طالبی من این را قبول دارم. سوال من فقط این بود که شما راجع به اتفاقی فیلم ساختید که در این اتفاق تعداد چشمگیری کشته شدند ولی در فیلم شما اشارهای به آنها شده و خانوادههای آنها به این فیلم نگاه میکنند.
ابوالقاسم: در فیلم من دیده میشود که آدمها کشته میشوند. شما یک پیش قضاوتی دارید که این حکومت اسلامی به من گفته برو این فیلم را بساز و فرموده برو وزارت اطلاعات و فلان و بهمان. اینها واقعا واقعیت ندارد.
علینژاد: نه نه من از شما سوال دارم آقای طالبی. هر چی شما بگویید ارزشمند است. سوال من این است که الان هنرپیشههایی که در این فیلم استفاده شده یا هنرپیشههایی که در فیلمهای مشابه استفاده میشدند هنرپیشههای ثابتی هستند. خب این در واقع یک سوال در افکار عمومی به وجود میآورد که آیا همه این هنرپیشهها که به شکل ثابت برای فیلم شما، اخراجیها و فیلمهای مشابه استفاده میشوند مثل «پایاننامه» آیا از مرکز خاصی به شما اعلام میشود که که باید چنین فیلمی ساخته شود یا نه؟
طالبی: این سوال متوهمانه است. ببینید اولا در کشور که ما یک میلیارد بازیگر نداریم. دو تا از بازیگران ما از «اخراجیها» هستند، دیگر من شباهتی ندیدم.
علی نژاد: آیا این فیلم را شما برای خوشایند رهبر جمهوری اسلامی ساختید یا برای افکار عمومی و یا برای تاریخ؟
طالبی: برای من افکار عمومی، مردم و رهبری اینجا جدا نیستند، همه یکی هستند. در روز 22 بهمن، رهبری، مردم و ما یکی هستیم. روز 9 دی ما همه یکی هستیم، انتخاباتها همه ما یکی هستیم، اینجا دوگانگی نداریم، آن دوگانگی که در ذهن شما هست، نیست. حضرت امام (ره) میگفت بروید جبهه، ما نمیگفتیم امام گفته ما برویم ولی بعداً بچههای خودش نروند، مردم با امام فرق نمیکنند، این فرق را شما میگذارید. ولی من برای این که تاریخ تحریف نشود و فردا یک مشت حرفهای اضافه گفته نشود، تحقیق جامع و کامل کردم و آن چه در فیلم هست نه آن چه که نیست، مثلا کهریزک نیست، خانم ترانه موسوی نیست، عاطفه امام نیست، نماز جمعه آقای هاشمی نیست، روز عاشورا 88 نیست، روز تاسوعا 88 نیست. خب راجع به اینها سوال میکنید از من که چرا نیست! بابا من یک فیلم نود دقیقهای ساختم، همه هشت ماه را که نمیتوانم بسازم.
علینژاد: آقای طالبی من چرا راجع به سعید پورآقایی و ترانه موسوی سوال نمیکنم و یا راجع به کیسهای دیگر که هنوز از قطعیت آنها اطلاع ندارم. من راجع به مادر سهراب اعرابی سوال میکنم که حضور دارد، من راجع به مادر احمد نجاتی کارگر سوال میکنم، راجع به همسر احمد زیدآبادی سوال میکنم، راجع به همسر مسعود باستانی، راجع به همسر بهمن احمدی امویی روزنامهنگار که شما میشناسید.
طالبی: اصلا شما لیست کنید بگویید، من راجع به اینها حرف میزنم. بزنید اشکال ندارد. من میگویم فیلم من راجع به اینها نبوده است.
علینژاد: شما گفتید راجع به چیزهایی که نیست سوال کنید؟
طالبی: آقای زیدآبادی آن موقعی که تو سایپا یا ایران خودرو مسئول روابط عمومی بود و حقوق میلیونی آن موقع جمهوری اسلامی خوب بود، بعد تصمیم گرفتند جمهوری اسلامی را ساقط کنند...
علینژاد: آقای زیدآبادی الان زندان است، به خاطر اندیشهشان و واقعا امکان دسترسی این بحثهایی که شما مطرح میکنید را ندارد تا پاسخ بدهد. من اطلاعی ندارم. این فیلم را شما برای خوشامد مردم ساختید، برای تاریخ ساختید یا برای لبیک گفتن به آقای خامنهای؟ این یک سئوال است.
طالبی: مردم و آقا، برای من و در تعریف من هیچ تفاوتی ندارند.
علینژاد: آیا من در تعریف شما مردم تلقی میشوم به عنوان مخاطب یا نه؟
طالبی: کسی که به مردمش پشت کرده باشد و رفته باشد در دم و دستگاه دشمن، جزء مردم ما بوده ولی نمیدانم چرا - حیف - مردمش را رها کرده، رفته بلندگوی آنها شده، با همه استعدادهایش؟!
علینژاد: چرا اینطور فکر میکنید. من اگر الان امکان و شرایط کار داخل ایران داشتم، ایران میماندم. همکارهای ما هم الان زندان هستند، آقای طالبی!
طالبی: نه اینجوری نیست. من نمیگویم توی زندان نیستند. من نمیگویم هیچ کسی را دستگیر نکردهاند. ولی این شکلی هم که شما طرح میکنید -داغ و درفش و زندان و حبس و آه و وای و اگر نباشی میگیرن - این جوری نیست.
علینژاد: یعنی الان شما فکر میکنید که همه چیز آنجا خوب است و در واقع همه روزنامهنگاران آزادی نقد را دارند؟
طالبی: ببین محض نیست. اصلا قرار ما نبوده که آزادی محض بدهیم. آزادی محض که آزادی نیست.
علینژاد: من عرض کردم آزادی «نقد».
طالبی: آهان «نقد» فرمودید. من فکر کردم آزادی محض. نقد با تخریب فرق دارد. نقد با اینکه شما بخواهید نظام را ساقط کنید، فرق دارد. هیچ حکومتی اجازه نمیدهد که ساقطش کنید. شما وقتی بخواهید فضای عمومی را با گفتارتان، با نوشتارتان، با دروغ طوری مشوش کنید که جامعه به اینجا برسد که بگوید خب - دچار بحران شود - خب معلوم است که اجازه نمیدهند ولی اگر شما بیایید فضای نقد را... همین فیلم من نقد است دیگر، سر تا پایش نقد است؛ از نیروی انتظامی نقد کردهایم، از وزارت اطلاعات نقد کردهایم. خب من هم بله! وقتی من نقد کردم وزارت اطلاعات بلافاصله نگفت بفرمایید آقا! خیلی هم خوب است! اینجوری نبود. خیلی فراز و فرودها داشت تا من توانستم کار کنم، ولی خب کار کردم چون برای مردم، برای انقلاب اسلامی از بچگی زحمت کشیدم، جنگ رفتم، الان هم پای این چیزهایی که گفتهام ایستادهام و دارم جلو میروم.
طالبی در خصوص فروش فیلم گفت: استقبال مردمی خیلی خوب بوده، یعنی الان تقریبا فروش اول سینماست.
علینژاد: بله. شما الان دارید میگویید استقبال مردمی خیلی خوب بوده از این فیلم، اگر آقای جعفر پناهی هم در واقع مجوز فیلم داشت بهتر نبود خود مردم قضاوت کنند؟
طالبی: من راجع به همکارانم نباید صحبت کنم. شما نباید مرا در موضعی بگذارید که من در مقابل جعفر پناهی باشم.
علینژاد: به خاطر اینکه آقای پناهی محکومیت 20 ساله گرفته است. مگر میشود که من خبرنگار وقتی که...
ابوالقاسم طالبی: ممکن است انسانها بروند جرمی کنند و در دادگاه محکوم شوند، وکیل هم داشته باشند و محکوم شوند. ما که نباید همه کسانی که دارند کار میکنند بگذاریم مقابل... ما اینجا حدود 1000 تا کارگردان داریم. شما هزار کارگردان را بگذارید جلوی آقای جعفر پناهی و بگویید که این هزار نفر جلوی یک نفر؛ یا همهتان باید بمیرید یا آقای جعفر پناهی! آقای جعفر پناهی یکسری جرایمی داشته، رفته آنجا، دادگاه رفته، تجدید نظر شده، دوباره رفته، دوباره آمده... الان هم که همه جا هست ایشان! همه جشنها میآید، شرکت میکند، میآید آنجا مینشیند، خارج از کشور رفته، یک فیلمش را هم فرستاد خارج! اصلا اینجوری نیست. چرا این فکر را میکنی؟ فیلم ندیده را چرا قضاوت میکنی دخترم؟! آقای نوریزاد الان رفیق من است، رفیق خانوادگی من است. شما راجع به نوریزاد صحبت میکنید. آقای نوریزاد در نظر شما، الان یک آزادیخواه است. درست است؟ اولا آقای نوریزاد نقد نکرده، فحش داده، حالا اشکال ندارد. الان هم زندان نیست، آزاد است. من یک عرضی به شما دارم. عرض من این است که شما میگویید کل مخالفین آقا الان زندان هستند؟ اگر زندان هستند، یعنی واقعا آقا آنقدر کم مخالف دارد؟ یعنی این 51 تا 60 تا یا 100 یا 200 تایی که شما میگویید توی کشور 75 میلیونی مخالف دارد؟ آقای نوریزاد که هفتهای یک نامه دارد... اصلا فستیوال نامه راه انداخته، ما اینجا داریم میخوانیم دیگر، شما خارج هستید فکر کنم به دستتان نمیرسد.
علی نژاد: آیا آقای نوریزاد همانند شما اجازه ساخت فیلم دارد که در سینما اکران شود؟
طالبی: آقای نوریزاد داشت فیلم میساخت. ایشان دو فیلم به کمک بنده ساخت، آقای نوریزاد در راستای اندیشههای خود از دوران جوانی تاکنون، زحمت کشید و فیلم ساخت. کل مخارج فیلم را نیز سازمان تبلیغات پرداخت کرد. پول فیلم دوم او را نیز مؤسسه شهید آوینی داد و یک قران هم برنگشت. فیلم چهل سرباز 2 و نیم میلیارد شد که یک قران آن هم برنگشت. آقای نوریزاد در انتخابات 88 ناگهان یک اتفاقی افتاد که ایشان به تمام گذشته خویش پشت پا زد و به خود و گذشتهاش لعنت میفرستد، این اتفاق برای هر انسانی امکان دارد رخ دهد و حالا شما از آن دارید استفاده میکنید.
علی نژاد: آیا ممکن است فردا آقای طالبی هم به کارهایی که امروز انجام میدهد لعنت بفرستد و پشیمان شود؟
طالبی: خانم علینژاد ممکن است هر انسانی فریب شیطان را بخورد و تحت تأثیر شیطان قرار گیرد، همه ما در هر لحظه میتوانیم بنده شیطان و یا بنده خدا باشیم.
علینژاد: همین رویکرد و همین نگاه در فیلم وجود دارد، شما هر معترضی را یا اراذل و اوباش دانستهاید و یا عوامل بیگانه و یا فریب خورده. شما بگویید در فیلم شما آیا شخص معترض، جایگاه مثبتی هم دارد به عنوان یک معترض در داخل کشور که بر اساس قانون اساسی اصل 27 بتواند اجازه اعتراض در خیابان را نیز داشته باشد یا نه؟
طالبی: خانم علینژاد، فیلم من اصلا اینگونهای که شما فکر میکنید نیست، معترضین روز 25 خرداد مورد تکریم هم قرار گرفتهاند، از زبان یک بسیجی، آنها مردمی هستند که برای جمهوریشان زحمت کشیدهاند.
علینژاد: نه اینگونه نیست بلکه آنها مردمی هستند که الان به جمهوری اسلامی معترض بودند و به خیابانها آمدهاند؟
طالبی: همان مردم را میگوید، در جواب یک بسیجی دیگر میگوید که مردم برای جمهوریشان زحمت کشیدند، برای اینکه من به مملکت خویش پشت نمیکنم، اینجا مال من است.
علینژاد: شما اینجوری تشخیص دادهاید!
طالبی: من در اینجا متولد شدهام و تا آخر ایستادگی میکنم و تا زمانی که زنده هستم خودم و فرزندانم، میز انگلیسیها را اگر بخواهند چیزی روی آن قرار دهند میشکنم، ما این هستیم، ما همیشه ایستادهایم، ما بچههای امام(ره) هستیم. نشناختند ما را! حال آنکه برخی از افراد ریزش کنند، از آن طرف هم 100 نفر به این طرف آمدهاند، ریزش و رویش در همه جا وجود دارد، دلخوش کنید به آقای نوریزاد، ابراهیم نبوی، البته معلوم نیست اینها آن طرف آمده باشند، شاید بعدها بفهمیم که اشتباه کردهایم (!). فقط ما هستیم که داریم اعتقادی کار میکنیم، بقیه پولیاند یا این طرف میگیرند یا آن طرف...